پروفسور خداشناس

در اینجا چند سوال در حوضه ی علوم انسانی مطرح می‌کنیم که برگرفته از مجموعه سوالات سومین کارسوق علوم انسانی دبیرستان شهید اژه‌ای اصفهان است. پاسخ‌های منحصر به فرد و سودمندتان را در قالب نظر ارسال کنید.

1- "پروفسور پزوه" در آزمایشگاه فوق پیشرفته‌ی خود مشغول ساخت یک دستگاه ویژه است. پروفسور علاوه بر انجام کارهای خفن علمی مرد خانواده هم هست و در کنار انجام کارهای علمی اش از تنها فرزندش به خوبی مراقبت می‌کند. منتهی اخیرا به دلیل کار سنگین روی دستگاه جدید، نمی‌تواند مثل سابق به کودک خردسالش که از قضا بسیار بازیگوش هم هست، رسیدگی کند. به همین دلیل کار رسیدگی به فرزندش را با دستیارش تقسیم کرده‌است. یک روز در اوج کار، پروفسور که نگران حال کودک دلبندش شده بود، به دستیارش سپرد که سری به کودک بزند. دستیار از شیشه نگاهی توی اتاق بچه انداخت و سایه ی کودک را دید که مشغول بازی است. او به پروفسور گفت:فرزند دلبند، توی اتاق است.

بعد از اتمام کار، پروفسور که دلش برای کودک یک ذره شده بود، رفت در اتاق بچه و با تعجب یکی از میمون هایش را دید که توی اتاق بازی می کند. فرزند هم در گوشه‌ای از اتاق که از شیشه پیدا نبود به خواب عمیقی فرورفته‌بود(دستیار سایه ی میمون را دیده بود). پروفسور به آزمایشگاه برگشت و گفت:راست گفتی! فرزند دلبند، توی اتاق است.

نظر شما چیست؟ آیا دستیار در باره ی کودک جمله ی صحیحی گفته بود؟ پاسخ‌های منحصر به فرد و سودمندتان را در قالب نظر ارسال کنید.

2-پروفسور بعد از تلاش بسیار دستگاهی ساخته است که ادعا می کند با آن می‌تواند همه چیز را ببیند، همه چیز حتی هوا، درد و ... ، اما او نتوانسته با آن خدا را ببیند، بنا بر این در همایش سالانه ی PZVE اعلام می‌کند که خدا وجود ندارد. در مورد این ادعا چه می توان گفت؟

(پاسخ شما به همایش ارسال می‌شود و در سنجش ادعای او تاثیرگذار خواهدبود)

پاسخ‌های منحصر به فرد و سودمندتان را در قالب نظر ارسال کنید.

/ 0 نظر / 13 بازدید